قهرمان ميرزا عين السلطنه
3430
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بندها يك جنگل درخت لازم دارد . روزى نيست گاو يا قاطرى را آب نبرد . يك اسب را هم نزديك بادشت آب خفه كرد . يك ايلانى را هم مجددا خفه نمود . چهار نفر تا حال قربانى شاهرود شده مثل اينكه روزى نيست ما يك مار و دو مار از توى باغات نگيريم . مارگيرى امسال خيلى زيادتر از پارسال تاكنون شكار شده . ديروز يك مار از جلوى ما فرار كرد رفت توى سوراخ دم آن از سوراخ بيرون ماند دو نفر آدم هرچه كرديم و زور آورديم ممكن نشد بيرون بياوريم ، آخر رفتند كلنگ آوردند سوراخ را شكافتيم و باز دو نفرى كشيدند تا بيرون آمد . امروز يك دانه زنده گرفتند . جرم چپق مقدار خيلى كمى داخل دهانش كردند ، بلع نمودن همان و پيچوتاب خوردن مار همان . يك ربع نكشيد مسموم شده و مرد . من اين حكايت را خيلى شنيده بودم اما خودم تجربه نكرده بودم . سيد موسى هم هست ، رعيت زوارك مارگير است و بسيار استاد و پارسال هرجا مار ديده مىشد مىرفتند عقب او اما امسال همگى مارگير شدهاند و ديگر محتاج او نمىباشند . آمد قلعه را منتر « 1 » كرد دعا خواند . از منتر اوست كه همه روزه مار گرفته مىشود . زن دهاتى زن جناب پارچهاى براى خورجين از پشم بافته بود خانه خانه مشكى و گلى به قدرى قشنگ بود براى رو صندلى و نيمكت كه حساب نداشت ، چون خيلى گران گفت فعلا نخريدم . اين زن خيلى باسليقه است . جاجيمهاى خوب هم درست مىكند . سه عدد به من فروخت . همه كار بلد است . حقيقة اين زنهاى دهات اعجاز مىكنند . دخترش زينب را ماه صفر خواستم صيغه كنم باز محض اين رفتن شهر نگرفتم و چهار ماه است نرفتهام . اين ترديد و امروز و فردا خيلى به من ضرر زد . يك ضرر عمدهاش هم اين مسئله بود . هر كس در ده منزل مىكند ناچار از گرفتن عيال دهاتى است . به حق خدا قسم همين نداشتن عيال و نبودن اندرون خيلى باعث اتلاف مال من شد . من نمىتوانم نان را بكشم يا روغن را ببينم چه مىكنند . برنج چقدر امروز طبخ مىشود . تمام اين كارها مال زن است . اينجا هم شهر نيست آدم ناهار و شام خودش را مقاطعه بدهد . همه را بايد قبلا تهيه كرد و به مصرف رسانيد . چون زن نبود بيشتر نفله و تلف شد و يقينا مبلغها به من ضرر خورد .
--> ( 1 ) - منتر - افسونى كه براى رام كردن جانوران گزنده بخوانند .